قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4535
تاريخ الفي ( فارسى )
[ 435 الف ] به اين واسطه شكست يافت ، و قزان سلطان به طرف قرمين « 1 » ( ؟ ) بازگشت . و در آن زمان زمستان بود و سرماى عظيم شد ، و اكثر چهارپايان لشكر او تلف شدند . و امير قزغن بر اين معنى اطلاع يافته باز لشكرى جمع آورده روى همت به دفع او نهاد و متوجه قلعهء قرمين شد . و در اين سال ملك صالح اسماعيل را فتح قلعهء كرك ميسر شد ؛ بعد از آنكه هشت مرتبه لشكر فرستاده بود و دو سال و يك ماه و سه روز محاصره كرده بودند و تمام خزانه و حاصل مصر و شام صرف اين لشكر شد . و طريق فتح آنكه مردم درون اكثر از امتداد ايام محاصره به تنگ آمده بودند و با بيرونيان اتفاق نمودند . و چون به طريق معهود به جنگ بيرون آمدند ، به اندك حمله گريزان شده به قلعه درآمدند ، و مردم متعاقب به شهر بست درآمده ، ملك احمد با معدودى چند در قلعهء ارك همچنان به جنگ مشغول بود ، تا آنكه زياده بر ده نفر نزد او نماند ، و او همچنان تير مىانداخت . تا آنكه به تاريخ بيست و دويم شهر صفر سنهء هفتصد و چهل و پنج [ هجرى ] لشكر هجوم كرده به قلعهء ارك برآمدند ، و ملك احمد را زخمدار يافتند ، و زخمى بر رخسار و زخمى بر كتف داشت و خون از آن مىرفت . امرا او را سلام كردند و به عزت و حرمت او را به خانه بردند ، و هرچند با او سخن كردند جواب نشنيدند ، و هرچند به طعام خوردن تكليف كردند طعام نخوردند ، تا آنكه پسرى عثمان نام - كه احمد به وى ميل داشت - پيدا كرده نزد او آوردند . چون او را زنده و سلامت يافت ، بعد از يك شبانهروز كه بى [ حال ] « 2 » افتاده بود ، طعام خورد . و بشارت فتح قلعهء [ كرك ] و گرفتارى احمد به تعجيل به مصر فرستادند . صالح به غايت شادمان شد و هفت شبانهروز در مصر شاديانه زدند . و در همان شب ملك صالح پنهان از امرا بيحك ناصرى را « 3 » به قتل احمد فرستاد . منجك [ يوسفى ناصرى سلاحدار ] به تعجيل به كرك آمد و به خانهاى كه احمد محبوس بود درآمد ، و هم در شب احمد را خبر كرده سرش را جدا كرد و به تعجيل به مصر روانه شد و تا امراى كرك خبردار مىشدند راه بسيار رفته بود و سر احمد را به نظر صالح درآورد . از ديدن سر احمد ، صالح را ترس در دل پيدا شد و بر خود بلرزيد و در شب ترسناك به خواب رفته احمد را به خواب ديد و به غايت ترسان و لرزان بيدار شد . و به همين جهت مزاجش متغير شد و رفتهرفته آن تغيير بيشتر مىشد تا آنكه به قولنج منجر شد ؛ چنان كه بيايد سبب هلاكش شد . ملك ، ثمر سر جوانى ( ؟ ) را به عوض احمد
--> ( 1 ) . شايد قرميسن ، شهرى در حوالى كرمانشاه . ( 2 ) . قياسى اضافه شد . جاى يك كلمه در هر سه نسخه بياض بود . ( 3 ) . م : ملك صالح امير ايجك ناصرى را .